Logo generated by DesignEvo free logo designer
محمد ایل بیگی

محمد ایل بیگی

وبلاگ رسمي هواداران

مصاحبه با شیطان . . .

-بد نیست از دنیا هم برایمان بگویید. نظرتان درباره دنیا چیست؟چه رابطه ای با دنیا دارید؟

در ابتدا باید دنیا را بر دو قسم کرد: یک قسم آن را دنیای حلال می گویند که به اصطلاح «راهی است برای رسیدن  به آخرت »(1)و «گذرگاهی است که انسان ها در آن به  جمع آوری زاد و توشه آخرت می پردازند .»(2)بزرگان شما از چنین دنیایی تعریف کرده و آنرا «سجده گاه دوستان خدا ،نماز گاه فرشتگان،فرودگاه وحی،جایگاه تجارت دوستان خدا که بهشت را سود می برند»(3)معرفی کرده اند.
چنین دنیایی اصلاً مورد نظر من نیست و با آن هیچ رابطه ای ندارم اما قسم دیگر دنیا،دنیای حرام است که مسلماً مورد علاقه اینجانب می باشد.«چنین دنیایی،تور من است»(4)
به همین خاطر من با چنین دنیایی رابطه ی نزدیک دارم و آنرا تقویت می کنم.«دنیای حرام به واسطه فریبدنگی بسیاری که دارد»(5)با من هم سو است با این تفاوت که من با وسوسه، فریب می دهم و دنیا  با جلوه گری زیبا و دوست داشتنی؛دنیا با تمام مظاهرش جلوه گری می کند و من انسان ها را به درون آن هل می دهم.
دنیا به من کمک می کند که مردم به وسوسه های من عمل کنند و من هم به دنیا کمک می کنم که مشتری جمع کند و گرد آن جمع شوند و پر واضح است که «عاقبت گروهی از اینان در خون تپیدن است و عاقبت گروه دیگر مجروح شدن و گروه دیگر انگشت به دندان می گیرند ،بعضی دیگر با اندوه ،دست روی دست می کشند و برخی به فکر فرو رفته اند و عده ای از گذشته ی خود پشیمان گشته اند زیرا دنیا آنها را  غافل گیر کرده است و عمرشان را به هدر داده است»(6)
روی هم رفته «دنیا همانند خانه ای است که چهار سمت دارد ،یک سمت آن رو به بلا ها ،یک سمت رو به مصیبت ها ،یک سمت رو به هوا و هوس و سمت چهارم رو به  من باز است به اضافه اینکه درب چنین خانه ای هم روی  من گشوده شده است »(7)


-با توجه به صحبت هایی که تا کنون داشتی معلوم شد که تو و هوی نفس و دنیا،مثلث گمراهی را به وجود آورده اید و این به معنای راهوار شدن راه دوزخ است و به اصطلاح ما این یک نامردی است.آیا این طور نیست؟

مسلماً این طور نیست. این حرفها فقط یک بهانه است. انسانها چون حوصله مبارزه با ما را ندارند دست به این توجیه ها می زنند که البته برای ما خوشایند است. به طور کلی خداوند برای انسانها سه دفاع قرار داده است:
1-عقل : همین ممکن است در چنگ هوای نفس اسیر شود و به جای حکومت عقل،هوس فرمانروای عقل گردد.(8)
2- وحی : که پیامبران و جانشینان آنها مامور تحقق آن هستند. عقل به عنوان پیامبر درونی و پیامبران به عنوان پیامبران بیرونی با شناسایی راهکارهای گمراهی،انسانها رااز پیمودن آن بر حذر می کنند.
3- فرشتگان : وقتی آدم متوجه شد که من از خداوند مهلت گرفته ام ، از اینکه فرزندانش گرفتار دشمنی خطرناک شده اند به گریه افتاد،خداوند هم فرمود: من در برابر هر شیطان فرشته ای می آفرینم تا در مقابل وسوسه های آنها فرزندان تو را به نیکی فرا خواند.(9)
پس می بینید که انسانها تنها نیستند.در حقیقت انسان در میان شیطان و هوای نفس و دنیا از یک طرف و عقل  و وحی و فرشتگان از سوی دیگر قرار گرفته است،ما به سوی دوزخ می کشیم و آنها به طرف بهشت اما این انسان است که با قدرت اختیاری که خداوند به او داده است باید تکلیفش را روشن کند؛نه ما اجبار میکنیم و نه آنها.
اضافه کنم به اینها قدرت بخشندگی خداوند را (10) و توجه کنید به اینکه «یک گناه ، یکی حساب می شود اما کار خیر ، ده برابر می شود.آدم به خداوند گفت: در برابر آنچه به ابلیس دادی به من و فرزندانم چه می دهی؟ خداوند گفت: هر گناه یکی و هر حسنه ده برابر می دهم و تا رسیدن جان به گلوگاه، مجال توبه کردن می دهم و سوم اینکه من می آمرزم و باکی هم ندارم».(11) پشتیبانی خداوند از بندگانش چیز کمی نیست؛خداوند گفته است : اگر فضل و رحمت الهی نبود، جز عده کمی، همگی از شیطان پیروی می کردند.(12) با این همه امکاناتی که در دست بشر است، بهشت در دسترس کامل اوست اما یکی صفتی در بشر است به نام (غفلت )که تمام امید ما به آن سمت رفته است.

- با تمام موفقیت هایی که برای خود قائل هستی آیا تا کنون احساس نا امیدی یا ناراحتی یا بیچارگی و در ماندگی کرده ای؟

از آنجا که آرزوی من گمراهی تمام بنی آدم است طبیعتاً هدایت آنها موجب نگرانی و ناراحتی من می تواند باشد اما اگر بخواهم مشخصاً چند مورد مهم و تاریخی را نام ببرم باید بگویم که اولین نا امیدی من مربوط به اخراجم از درگاه خدا بود «پس از آن از پذیرش توبه آدم -  که پس از دویست سال گریه کردن صورت گرفت - ناراحت شدم همچنین وقتی یوسف از دست زلیخا گریخت به شدت ناراحت شدم و همینطور زمانی که پس از روی گردانی از سجده موردلعن ملائکه واقع شدم و موقعی که پیامبر اسلام به نبوت مبعوث گردید و هنگامی که آیه توبه نازل شد».(13) در همه این اوقات نگرانی و ناراحتی من فوق العاده بود. و اضافه کن زمانی را که شنیدم خداوند برای زیارت کنندگان قبر حسین بن علی اجر بالایی قرار داده است.(14)
وقتی آیه استغفار (15) نازل شد - من به شدت نگران شدم - و به بالای کوه ثور رفته و بزرگان شیاطین را فرا خواندم تا چاره اندیشند،نتیجه آن گردهمایی این شد که مردم را وعده دهیم و آرزو مند سازیم که بعداً توبه کنند اما اندک اندک توبه را از یادشان ببریم.(16)
یکسری کارهای جزئی و روزمره هم هست که مایه ناراحتی شدید شیاطینی است که متصدی گمراهی شخص بخصوصی هستند؛ مثلاً «ازدواج یک شخص مجرد باعث می شود شیطان او فریاد و واویلا سر دهد چراکه دو سوم دینش را تضمین کرده است».(17) یا مثلاً وقتی دو نفر با هم آشتی می کنند لرزه بر اندام شیاطین آنها می افتد و از ناراحتی فریاد می کشند.(18) با این وجود پیشرفتهای ما چشمگیر است و تا حدی زیادی راضی هستم.

- با توجه به فعالیت های گسترده شما در گمراه کردن انسانها شاید این سوال در ذهن برخی پدید آید که اصلاً چرا خداوند که به آینده تو دانا بود، از بوجود آمدنت جلوگیری نکرد؟

خلقت من - همانند خلقت همه انسانها - یک خلقتی پاک و بی عیب بود و به همین خاطر می توانستم سال ها در صفوف ملائکه حضور

داشته باشم (19) بعد از آن باید بگویم که وجود من می تواند انسان  را در محل امتحان قرار دهد تا اهل سعادت و شقاوت مشخص شوند(20) در هر صورت در عالم هرچیزی که امکان وجود داشته باشد حکمت خدا اقتضاء می کند که به وجود آید تا از فیض حق بهره ببرد .

-با این حال چرا خداوند به تو امر کرد تا سجده کنی ؟

کار خدا استکمال مخلوقات است که یا به بندگی کامل شوند و یا در طغیان تکمیل شوند اگر من آن سجده را به جا می آوردم بندگی ام کامل می شد و حال که سجده نکردم بدی های من به کمال رسیده است(21)

- برای ما بگو که چرا از خداوند مهلت خواستی؟آن هم پس از نافرمانی از ذات مقدسش؟

«وقتی به آسمانها راه یافتم و در صفوف ملائکه قرار گرفتم به لوحی برخورد کردم که در آن نوشته شده بود من عمل هیچ کس را ضایع نمی کنم (22) .با خود فکر کردم اگر عبادت کنم می توانم در برابر آن چیزی که خدا بخواهم »(23) شش هزار سال عبادت کردم که فقط چهار هزار سال آن را در دو رکعت نماز سپری کردم.(24) پس از آنکه دستور اخراجم ازدرگاه خداوند صادر شد.(25) از خداوند طلب مزد کردم و مزدم را زنده ماندن - مهلت - قرار دادم.(26) از اینها گذشته وقتی پای مزد به میان آمد چیزهای دیگری هم طلب کردم از جمله اینکه در رگ و خون آنها جاری - و تاثیر گذار - باشم، در مقابل یک آدم دو فرزند نصیب من گردد، من انسانها را ببینم اما آنها مرا نبینند ، به هر شکلی که بخواهم در آیم و خداوند هم پذیرفت.(27)

- شنیده ایم در هنگام مرگ انسانها ،یارانت به سراغ آنها می فرستی ؟منظور از این اعمال آن هم در آن لحظات حساس چیست؟

«اینکه به شیاطین چنین دستوری داده ام درست است اما برای چه؟ باید بگویم که هر انسان مومنی نسبت به حفظ عقاید خود حتی در حال جان دادن کوشش می کند وقصد ما در این است در این لحظات آخر با وسوسه های خود او را به شک و تردید نسبت به باور های دینی  خود وادار سازیم ».(28)
ما می خواهیم او شهادتین خود را نگوید . (29) به خصوص نسبت به کسانی که به اهل بیت اعتقاد دارند  حساسیت خاصی درایم که لازم است از این اعتقاد باز داشته شوند اما متاسفانه در این خصوص نا کامی های فراوان داشته  ایم .(30) این ناکامی ها هنگامی ظاهر می شوند که مرده را (تلقین میت )می کنند .(31)
گاهی با فرشته مرگ درآن لحظه کش مکش داریم چرا که اگر شخصی به نماز هایش اهمیت دهد آن فرشته مانع از انجام وظیفه ما می گردد.(32)

1- نهج البلاغه حکمت463.
2- نهج البلاغه خ132.
3- نهج البلاغه حکمت131.
4- غررالحلکم و دررالکلم ج1 ص156.
5- نهج البلاغه حکمت103.
6- همان خ191.
7- همان نامه3.
8- همان حکمت211.
9- البحارالانوار ج60 ص275.
10- زمر 53.
11- البحارالانوار ج60 ص275.
12- نساء 86.
13-آل عمران 135.
14-شیطان در کمینگاه ص194.
15- آل عمران135.
16- البحارالانوار ج60 ص197.
17-همان ج100 ص221.
18- اصول کافی ج4 ص45.
19- تفسیرنمونه ج6 ص111.
20-ترجمةالمیزان ج12 ص24.
21-  ترجمةالمیزان ج8 تفسیرسوره اعراف شبه سوم.
22-آل عمران 194.
23- شیطان در کمینگاه ص44.
24- نهج البلاغه خ192.
25- حجر 34.
26- حجر 36.
27- البحار الانوار ج60 ص 247.
28- سفینة البحار ج1 ص99.
29- همان ص371.
30- همان ج6 ص173.
31-مستحب است هنگام دفن و پس از آن، معارفی را به مرده تلقین کنند. این معارف و عبارت هایی که بر سر جنازه و قبر مرده ، خطاب به او گفته می شود اعتراف است به وجود و یگانگی خداوند و قبول امامان معصوم علیه السلام.
32- وسائل الشیعه ج3 ص79.

نویسنده : محمد ایل بیگی - ساعت ۱۲:۲۳ ب.ظ روز سه شنبه ۱۳۸۸/۰۵/۲۷
| لینک ثابت |


powered by blogfa - designed by Weblogtemp